تبليغاتX
وبلاگ شخصی سید رضا حسینی علائی

وبلاگ شخصی سید رضا حسینی علائی
 
صدای حقیقت
آیت الله جوادی آملی

مرگ عبارت از این نیست که انسان نابود شود. مرگ نیست که انسان را می میراند بلکه انسان مرگ را می میراند؛ این مطلب اول برای همه است. ما هرگز نمی میریم؛ ما مرگ را می میرانیم. انسان در برخورد با مرگ تسلیم نمی شود بلکه مرگ را تسلیم می کند. آن ها که مادّی فکر می کنند، خیال می کنند مرگ پایان راه است و انسان که می میرد می پوسد و دیگر هیچ. اما در فرهنگ دین، انسان است که مرگ را در آن مصاف، مچاله می کند و از بین می برد؛ ولی خود می ماند. این حرف، حرف انبیا است. احدی این قدرت را ندارد که چنین حرف بلندی بزند. شما در سخنان جناب مولوی آن شعرهای معروف را در دیوان شمس می بینید؛ یکی از اشعار وی همان است که خیلی رواج پیدا کرده است که «مرگ اگر مرد است گو نزد من آی»؛ درست است که مولوی آدم بزرگی است اما این حرف خیلی بزرگ تر از او است. این حرف، حرف مولوی و امثال مولوی نیست؛ این حرف وحی است که انسان مرگ را می میراند نه مرگ انسان را.

مرگ یعنی تحول، یعنی دگرگونی، یعنی زوال؛ اما تعبیر قرآن کریم این نیست که «کلّ نفس یذوقه الموت» هر کسی را مرگ می چشد؛ بلکه تعبیر قرآن کریم این است «کلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ»، یعنی هر کسی مرگ را می چشد. هر ذائقی، مذوق را هضم می کند و در خود هضم می کند و جا می دهد؛ نه به عکس. اگر کسی شربتی را نوشید، چنین نیست که آن شربت یا آن آب او را از پای در آورد و هضم کند بلکه این انسان است که آن شربت را در خود هضم و جذب می کند. بر همین اساس قرآن فرموده است: «کلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ» و آن بزرگوار گفت: «من از او عمری ستانم جاودان ٭٭٭ او زن من دلقی بگیرد رنگ رنگ.» پس هر کسی با مرگ درگیر می شود و مرگ را می میراند و زنده و باقی می ماند.


مطلب بعدی آن است که در این انتقال و در این دالان ورودی، بسیاری از افراد ناآگاهانه وارد صحنه می شوند و درگیر مرگ می شوند. این صحنۀ درگیری و مصاف آن قدر پیچیده و دشوار است که بسیاری از افراد، الفبای زندگی فراموششان می شود. بعداً به اصل سوم می رسیم و روشن می شود که شهید چه پایگاه و جایگاهی دارد که همۀ این امور تحت اشراف او است. جریان مرگ، جریان بیماری های سل و سرطان و این ها نیست؛ برای این که این ها همه قابل دفاع است و بدن دفاع می کند و می ماند، اما در جریان مرگ این طور نیست که بدن بتواند دفاع کند، بدن تسلیم می شود و روح می ماند؛ چون حادثۀ مرگ، حادثۀ توانفرسایی است. بسیاری از افراد وقتی می میرند اسم خانوادگی و اسم قبیلۀ خود را از یادمی برند؛ لذا در تلقین میت، بسیاری از مرده ها از جواب دادن عاجزند.
این ها با شهادتشان کشور و نظام را از هر تیرگی و تاریکی، پاک کرده اند و پاک می کنند. یک وقت کنار مزار شهدا می رویم، گلی آن جا می گذاریم و عطرافشانی می کنیم، عرض ادب و احترام و طلب مغفرت می کنیم؛ این ها یک سلسله وظایف عادی است که همۀ ما باید انجام دهیم؛ ثواب هم دارد. اما رسالتی که به عهدۀ مسؤولان و به عهده فرد فرد ملت است، این است که در فرهنگ دینی ما به ما آموخته اند که شهدا این سرزمین را پاک کرده اند، شما آلوده نکنید. زیارت وارث را که شنیده اید؛ در زیارت وارث چه می خوانیم؟ در زیارت وارث به پیشگاه شهدا عرض می کنیم «طبتم و طابت الأرض الّتی فیها دُفنتم» ای شهدای بزرگوار! شما طیب و طاهرید و این نظام و کشور را پاک کرده اید. ما از خدا توفیق می خواهیم که اگر این را پاک نگه نداشتیم، ذست کم آلوده نکنیم. مگر ایران آلوده را با موعظه، منبر و نماز جماعت می شد طیب و طاهر کرد؟! این همه موعظه در این همۀ سال ها بوده است اما اثر قابل توجهی نداشته است. این خون است که کشور را پاک می کند «طبتم و طابت الأرض الّتی فیها دُفنتم.»

در قبر بدیهیات و اوّلیات و الفبای دین را سؤال می کنند؛ مسائل عمیق فلسفی و تفسیری و اصولی را که سؤال نمی کنند. از متوفّا سؤال نمی کنند مسألۀ "ترتّب" را حل کن یا شبهۀ "ابن کمونه" را بررسی کن؛ می گویند دینت چیست؟ از این ساده تر و بسیط تر مطلبی نیست که پیغمبرت کیست؟ امامت کیست؟ خدایت کیست؟ قبله ات کجاست؟ این ها جزو الفبای دین است که انسان چه اهل نماز باشد و چه نباشد، بالأخره در شناسنامۀ او اسلام نوشته شده است؛ او می تواند بگوید من مسلمانم.

الآن این ها که اهل نماز و روزه نیستند وقتی از این ها سؤال بکنی: دین شما چیست؟ می گوید: اسلام. اما در قبر این طور نیست که کسی بتواند خلاف بگوید. وقتی سؤال می کنند ما دینک؟ یادش نیست. عالم قبر چنین عالمی است. می پرسند مَن ربّک، مَن نبیک، من امامک، ما قبلتک، ما کتابک؟ این ها الفبای دین است؛ اما او یادش نیست. مدّت ها بعد از عذاب کم کم یادش می آید. یک وقت سیدنا الاستاد امام (رضوان الله علیه) در نصایحشان مطلبی را می فرمودند که البته در روایات هم هست و آن این که آن فرد مذکور بعد از احقابی از عذاب، تازه به یادش می آید و می گوید که پیامبر من کسی است که بر او قرآن نازل شده است؛ هنوز نام مبارک حضرت یادش نیست. بنابراین در آن غائلۀ وانفسا که بسیاری از افراد، چه عالم چه غیرعالم، الفبای دین از یادشان می رود، چه رسد به مسائل دیگر. اما در بین این کاروان، شهید آگاهانه وارد می شود؛ همه چیز یادش است؛ نه تنها مسائل دینی و اعتقادات خود را به یاد دارد، به یاد دارد که چه کسی همراه او بوده و چه کسی همراهش نبوده است؛ چه کسی ادامه دهندۀ راه او است و چه کسی نیست.

اصل سوم آن است که صرف تاریخ نیست که به یاد داشته باشد چه کسی ادامه دهندۀ راه، هم دانشگاهی و هم رشته ای او بوده است، بلکه چون خود او به مقصد رسیده است از خدای سبحان بشارت می طلبد که این راهیان کوی و راه او به مقصد برسند. «وَ یسْتَبْشِرُونَ» یعنی خدایا به ما بشارت بدهید و بگویید که آن ها اکنون کجا هستند؟ «وَ یسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِم»؛ این «بِالَّذِینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِم» به اصطلاح ادیبان، عدم ملکه است. یعنی شهدا به خدای سبحان عرض می کنند آن ها که راهیان راه ما نبودند و متوقّف، راکد و جامد بودند، با آن ها کاری نداریم؛ اما آن ها که همراه، هم فکر و هم مسیر ما بودند و راه افتادند و هنوز به مقصد نرسیده اند، فعلاً کجا هستند؟ «بِالَّذِینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِم» عدم ملکه است و به آن کسی نمی گویند که در شهرش خوابیده، ایستاده یا نشسته و هنوز راه نیفتاده است؛ به کسی می گویند که هنوز به او نرسیده است؛ کسی که سوار شده و وارد جادّه شده بود و دارد راه را ادامه می دهد. این «الَّذِینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِم» کسانی هستند که با هم هم مقصد بودند، راه افتادند و بین راهند اما هنوز به مقصد نرسیده اند؛ آنان می پرسند خدایا این ها الآن کجا هستند؟ این آگاهی و اطلاع و درخواست، مقدور همه نیست.

از این جا معلوم می شود که هر گونه اجلال و تکریمی را که نسبت به شهدا روا می داریم، با عرض ادب، بازگشت آن به پیشگاه این خانواده ها است، نه برای او؛ برای این که او دارد مشکل ما را حل می کند. ما باید حواسمان جمع باشد و در حرف زدن ها نسبت به این ها احترام و ادب داشته باشیم؛ وگرنه آن که مشکل ما را حل می کند، همان شهید است. «وَ یسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِم» یعنی خدایا به ما بشارت بده! این جمله، جملۀ خبریه است ولی به داعی انشاء، القا شده است؛ یعنی خدایا از شما خواهانیم مژده بدهید که این ها راهشان را سریع ادامه بدهند، پشیمان نشوند و زودتر به مقصد برسند. این ها با شهادتشان کشور و نظام را از هر تیرگی و تاریکی، پاک کرده اند و پاک می کنند. یک وقت کنار مزار شهدا می رویم، گلی آن جا می گذاریم و عطرافشانی می کنیم، عرض ادب و احترام و طلب مغفرت می کنیم؛ این ها یک سلسله وظایف عادی است که همۀ ما باید انجام دهیم؛ ثواب هم دارد. اما رسالتی که به عهدۀ مسؤولان و به عهده فرد فرد ملت است، این است که در فرهنگ دینی ما به ما آموخته اند که شهدا این سرزمین را پاک کرده اند، شما آلوده نکنید.

از این جا معلوم می شود که هر گونه اجلال و تکریمی را که نسبت به شهدا روا می داریم، با عرض ادب، بازگشت آن به پیشگاه این خانواده ها است، نه برای او؛ برای این که او دارد مشکل ما را حل می کند. ما باید حواسمان جمع باشد و در حرف زدن ها نسبت به این ها احترام و ادب داشته باشیم؛ وگرنه آن که مشکل ما را حل می کند، همان شهید است. «وَ یسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِم» یعنی خدایا به ما بشارت بده! این جمله، جملۀ خبریه است ولی به داعی انشاء، القا شده است؛ یعنی خدایا از شما خواهانیم مژده بدهید که این ها راهشان را سریع ادامه بدهند، پشیمان نشوند و زودتر به مقصد برسند.

این ها با شهادتشان کشور و نظام را از هر تیرگی و تاریکی، پاک کرده اند و پاک می کنند. یک وقت کنار مزار شهدا می رویم، گلی آن جا می گذاریم و عطرافشانی می کنیم، عرض ادب و احترام و طلب مغفرت می کنیم؛ این ها یک سلسله وظایف عادی است که همۀ ما باید انجام دهیم؛ ثواب هم دارد. اما رسالتی که به عهدۀ مسؤولان و به عهده فرد فرد ملت است، این است که در فرهنگ دینی ما به ما آموخته اند که شهدا این سرزمین را پاک کرده اند، شما آلوده نکنید. زیارت وارث را که شنیده اید؛ در زیارت وارث چه می خوانیم؟ در زیارت وارث به پیشگاه شهدا عرض می کنیم «طبتم و طابت الأرض الّتی فیها دُفنتم» ای شهدای بزرگوار! شما طیب و طاهرید و این نظام و کشور را پاک کرده اید. ما از خدا توفیق می خواهیم که اگر این را پاک نگه نداشتیم، ذست کم آلوده نکنیم. مگر ایران آلوده را با موعظه، منبر و نماز جماعت می شد طیب و طاهر کرد؟! این همه موعظه در این همۀ سال ها بوده است اما اثر قابل توجهی نداشته است. این خون است که کشور را پاک می کند «طبتم و طابت الأرض الّتی فیها دُفنتم.»

چون قرآن و عترت هماهنگ هستند، بعضی از مطالب را قرآن کریم به صورت کلی بیان کرده و اهل بیت (علیهم السلام) آن ها به صورت موضعی، مقطعی و جزئی مشخص می کنند. در زیارت وارث می خوانیم «طبتم و طابت الأرض الّتی فیها دُفنتم» و در قرآن کریم می خوانیم «وَ الْبَلَدُ الطَّیبُ یخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ.» کشور پاک، دانشمندان پاک، و زنان و مردان پاک تحویل می دهد. اگر بیانات ائمه (علیهم السلام) است که فرموده اند شهید با خونش کشور را پاک می کند و اگر آهنگ قرآن است، خدا فرموده است کشور پاک باید میوه پاک بدهد. شما می شنوید فلان جا اختلاس است فلان جا بدحجابی و فلان جا باندبازی است؛ این کارها، بازی کردن با خون شهدا است و باز آن ها پیروز می شوند؛ «چو آید به مویی توانی کشید ٭٭٭چو برگشت زنجیرها بگسلد.» اگر ـ معاذ الله ـ ما حرمت این خون های پاک را رعایت نکنیم، چه خواهد شد؟! این کار، آن چنان آبروبر است که هیچ عاملی نمی تواند آن را ترمیم کند. شب و روز باید در خدمت این نظام و ملت باشیم، مشکلات را حل کنیم؛ نه بیراهه برویم و نه راه کسی را ببندیم. اگر کسی توقّع بهشت ندارد لااقل آبروی خود را بخواهد. بازی کردن با خون شهدا، آبروبر است؛ چون «دماء شهدا، ثارالله» است؛ "ثارالله" که می گویند یعنی همین که «چو برگشت زنجیرها بگسلد.»
اگر بیانات ائمه (علیهم السلام) است که فرموده اند شهید با خونش کشور را پاک می کند و اگر آهنگ قرآن است، خدا فرموده است کشور پاک باید میوه پاک بدهد. شما می شنوید فلان جا اختلاس است فلان جا بدحجابی و فلان جا باندبازی است؛ این کارها، بازی کردن با خون شهدا است و باز آن ها پیروز می شوند؛ «چو آید به مویی توانی کشید ٭٭٭چو برگشت زنجیرها بگسلد.» اگر ـ معاذ الله ـ ما حرمت این خون های پاک را رعایت نکنیم، چه خواهد شد؟! این کار، آن چنان آبروبر است که هیچ عاملی نمی تواند آن را ترمیم کند. شب و روز باید در خدمت این نظام و ملت باشیم، مشکلات را حل کنیم؛ نه بیراهه برویم و نه راه کسی را ببندیم. اگر کسی توقّع بهشت ندارد لااقل آبروی خود را بخواهد. بازی کردن با خون شهدا، آبروبر است؛ چون «دماء شهدا، ثارالله» است؛ "ثارالله" که می گویند یعنی همین که «چو برگشت زنجیرها بگسلد.»

بنابراین طبق بیان ائمه (علیهم السلام) ایران با خون شهدا، طیب و طاهر شد؛ مخصوصاً عزیزانی که در سطح والای دانشگاه و نظام علمی کشورند. در قرآن کریم دارد خونی که شهید به نظام و کشور می دهد، آن نظام و کشور را طیب می کند. توقّع این است که میوۀ طیب و طاهر بدهد «وَ الْبَلَدُ الطَّیبُ یخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ» یعنی میوه های طیب و طاهر می دهد؛ فرزندان صالح، دانشمندان باایمان، کشور عقل و عدل و ایمان، میوۀ طیب خواهد بود و میوۀ طیب به بار خواهد آورد.


لطف الاهی این خون های پاک در حوزه و دانشگاه، اثر مستقیم گذاشت و دارد در جامعه، اثر غیرمستقیم می گذارد. اثر مستقیم در حوزه و دانشگاه این است که هم حوزویان می توانند در رشد علمی مربوط به خود بالنده شوند، شبهات دینی مردم را پاسخ دهند و نسل جوان را دریابند؛ و هم دانشگاهیان می توانند این رسالت را به خوبی انجام دهند. ایران این زمینه را داشت و دارد؛ منتها امامی می خواست، مراجع و روحانیتی می خواست، اساتید حوزه و دانشگاه می خواست، شهدا و مبارزان و جانبازان جنگ تحمیلی می خواست که این چراغ را روشن تر نگه دارند و دست این زمین افتاده را بلند کند.

به یاد دارم تقریباً سال های 1331 یا 1332 بود؛ یعنی حدوداً شصت سال قبل که ما در مدرسۀ مروی تهران درس می خواندیم. برای زیارت به قم می آمدیم و از فیض کریمۀ اهل بیت (علیهم السلام) بهره می بردیم. ده کیلومتری همین قم، چاه نفتی ای به نام چاه البرز فوران کرد که الآن آن را بسته اند؛ قطر آتش و فوران آن، سنگین و فراوان بود. آثار این فوران کلّ این منطقه را پوشانده بود؛ طوری که جادّه قابل رفت و آمد نبود. جادّۀ خاکی کمربندی دور این چاه کشیدند که مسافران قمی یا زائران غیرقمی از آن راه، رفت و آمد می کردند. آتش روی زمین بود و آن روز، احدی در ایران پیدا نشد که آن آتش روی زمین را خاموش کند. با تحمل هزینه های سنگین، از خارج مهندسی آوردند و آتش این چاهی که روی زمین شعله ور شده بود، خاموش کرد. اما وقتی انقلاب اسلامی و قیام امام شد و مراجع و ملّت، همگی قیام کردند، نه تنها این گونه کارها مقدور شد، بلکه وقتی چاه های نفت ما را در دریا زدند، همین جوان های ایرانی به اساتید خود گفتند که لازم نیست شما حضور داشته باشید، ما می رویم درون دریا و این چاه ها را خاموش می کنیم. دیگر تکنسین های خود ما همۀ این کارها را می کنند. این اثر خون شهید است. آن ها رفتند و درون دریا چاه ها را خاموش کردند؛ بعد هم وقتی صدام پلید به کویت حمله کرد و چاه های نفت آن ها را مشتعل کرد، آن ها از همین جوان ها درخواست کمک کردند و این ها تشریف بردند آن جا و چاه های نفت آن ها را خاموش کردند. ببینید تفاوت ره از کجاست تا به کجا.

این ها اثر خون شهیدان ماست که این قدر بالا آمده ایم؛ وگرنه با موعظه و سخنرانی نمی شود. قبلاً هم همین سخنرانی ها و کتاب ها بودند، اما وضع ما این گونه نبود. بنابراین ما همیشه مدیون و مرهون این بزرگواران هستیم و اشکی که برای این ها می ریزیم برای خود ما است؛ وگرنه آن ها در روح و ریحان هستند و کمبودی ندارند. چیزی را از دست نداده اند. اگر در این جا مختصر رفاهی داشتند، آن جا صدها برابر در رفاه هستند. فقط نگرانی ما این است که از حضور آن ها بهره ای نداریم.

امیدواریم دعای آن ها شامل حال همۀ ما، همۀ نظام، مسؤولان و کشور ما بشود؛ ان شاء الله. تا این نظام آن چنان محفوظ بماند که به دست صاحب اصلی و اصیلش، وجود مبارک ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برسد و همۀ دشمنان، مخصوصاً استکبار و صهیونیست، مخذول بشوند و این ملّت فداکار در سایۀ رحمت واسعۀ پروردگار بتواند امانت الاهی را به دست صاحب اصلی اش برساند.


برچسب‌ها: شهدا, آیت الله جوادی آملی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 فروردین1391 توسط صدای حقیقت

پيام نوروزى به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۱

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
يا مقلّب القلوب و الأبصار يا مدبّر اللّيل و النّهار يا محوّل الحول و الأحوال حوّل حالنا الى احسن الحال.

اللّهمّ كن لوليّك الحجّة بن الحسن صلواتك عليه و على ءابائه فى هذه السّاعة و فى كلّ ساعة وليّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتّى تسكنه ارضك طوعا و تمتّعه فيها طويلا.

اللّهمّ اعطه فى نفسه و ذريّته و شيعته و رعيّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جميع اهل الدّنيا ما تقرّ به عينه و تسرّ به نفسه.

تبريك عرض ميكنم عيد نوروز و فرا رسيدن سال نو را به همه‌ى هم‌ميهنان عزيز در سراسر كشور، و به همه‌ى ايرانيانى كه در هر نقطه‌اى از دنيا سكونت دارند، و به همه‌ى ملتهائى كه عيد نوروز را گرامى ميدارند؛ بالخصوص تبريك عرض ميكنم به خانواده‌هاى عزيز شهيدان، به جانبازان، به خانواده‌هاشان، به همه‌ى ايثارگران، به همه‌ى فعالان عرصه‌هاى مختلف. آرزو ميكنم  و دعا ميكنم كه خداوند متعال براى ملت ايران بهروزى، شادى، نشاط و دلِ خوش در اين سال جديد مقدر بفرمايد و بدخواهان اين ملت را در اهدافشان، در تلاشهاشان ان‌شاءاللّه ناكام كند.

سالى كه گذشت - سال 90 - يكى از سالهاى پرحادثه در سطح جهان و در منطقه و در كشور ما بود. آنچه كه در مجموع انسان مشاهده ميكند، اين است كه اين حوادث بر روى هم به سود ملت ايران و در راه كمك به هدفهاى آن، تمام شده است. آن كسانى كه اهداف بدخواهانه‌اى درباره‌ى ملت ايران و ايران و ايرانى در سر ميپرورانند، در كشورهاى غربى دچار مشكلات گوناگون هستند. در سطح منطقه، ملتهائى كه جمهورى اسلامى از آنها همواره حمايت كرده است، به هدفهاى بزرگى دست پيدا كرده‌اند؛ ديكتاتورهائى به زير كشيده شدند؛ قانونهاى اساسىِ مبتنى بر اسلام در كشورهائى تصويب شد؛ دشمن درجه‌ى يك امت اسلامى و ملت ايران - يعنى رژيم صهيونيستى - در محاصره قرار گرفت. در داخل كشور، به معناى حقيقى كلمه، سال 90، سال بروز اقتدار ملت ايران بود. در جنبه‌ى سياسى، ملت ايران در اين سال، چه در راهپيمائى بيست و دوى بهمن، چه در انتخابات دوازدهم اسفند، آنچنان حضورى از خود نشان داد و آنچنان شاخصى را براى اقتدار ملى در تاريخ منطقه ثبت كرد كه نظير آن را در گذشته كمتر داشتيم.

با وجود اين‌همه دشمنى، اين‌همه تبليغات، اين‌همه تهاجمهاى خصمانه و بدخواهانه، ملت ايران در طول اين سال، با همه‌ى وجود توانست حضور خود را در صحنه، نشاط خود را، آمادگى خود را در عرصه‌هاى گوناگون علمى و اجتماعى و سياسى و اقتصادى نشان بدهد و اثبات كند. بحمداللَّه سالى بود كه با همه‌ى سختى‌ها، داراى دستاوردهاى بزرگى بود. همچنان كه قبلاً عرض شده است، شرائط، شرائط بدر و خيبر بود؛ يعنى شرائط قبول چالشها و دشوارى‌ها و غلبه‌ى بر آنها.

همان طورى كه اولِ سال گذشته اعلام شد، سال 90، سال جهاد اقتصادى بود. اگرچه هوشمندان و آگاهان ميدانستند كه اين نام و اين جهتگيرى و شعار براى سال 90 يك امر لازم است، اما بعد تلاشهاى دشمنان در اين سال هم همين را اثبات كرد و نشان داد. دشمنان ما از اوائل سال، حركت خصمانه‌ى خودشان را در عرصه‌ى اقتصادى نسبت به ملت ايران آغاز كردند؛ اما ملت ايران، مسئولين، آحاد مردم، دستگاه‌هاى مختلف، با تدبيرهاى هوشمندانه‌اى توانستند با اين تحريمها مقابله كنند و مواجهه‌ى آنها تا حدود زيادى توانست اثر اين تحريمها را خنثى كند و حربه‌ى دشمن را كُند كند. سال 90، سال فعاليتهاى بزرگ علمى بود؛ كه من ان‌شاءاللَّه در فرصت سخنرانى، برخى از پيشرفتهاى علمى و اقتصادى و تلاشهاى گوناگون را براى ملت عزيزمان شرح خواهم داد. سال 90 سالى بود پر چالش، و سالى بود پر نشاط، و سالى بود كه ملت ايران به فضل الهى توانست بر چالشهاى موجود غلبه كند.

ما امسال سال ديگرى را در پيش داريم كه به اميد خدا و با توكل بر پروردگار، باز ملت ايران با فعاليت خود، با تلاش خود، با هوشمندى خود در اين سال خواهد توانست پيشرفتهاى زيادى را براى خود به ارمغان بياورد. به تشخيص من، بر طبق گزارشها و مشاوره‌ى با افراد مطلع و آگاه، به اين نتيجه ميرسيم كه عرصه‌ى چالش مهم در همين سال جارى - كه اين سال، امروز و از اين ساعت شروع ميشود - عرصه‌ى اقتصادى است. جهاد اقتصادى چيزى نيست كه تمام‌شدنى باشد. مجاهدت اقتصادى، حضور جهادگونه در عرصه‌هاى اقتصادى، براى ملت ايران يك ضرورت است.

من امسال تقسيم ميكنم مسائل مربوط به جهاد اقتصادى را. يك بخش مهم از مسائل اقتصادى برميگردد به مسئله‌ى توليد داخلى. اگر به توفيق الهى و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانيم مسئله‌ى توليد داخلى را، آنچنان كه شايسته‌ى آن است، رونق ببخشيم و پيش ببريم، بدون ترديد بخش عمده‌اى از تلاشهاى دشمن ناكام خواهد ماند. پس بخش مهمى از جهاد اقتصادى، مسئله‌ى توليد ملى است. اگر ملت ايران با همت خود، با عزم خود، با آگاهى و هوشمندى خود، با همراهى و كمك مسئولان، با برنامه‌ريزىِ درست بتواند مشكل توليد داخلى را حل كند و در اين ميدان پيش برود، بدون ترديد بر چالشهائى كه دشمن آن را فراهم كرده است، غلبه‌ى كامل و جدى پيدا خواهد كرد. بنابراين مسئله‌ى توليد ملى، مسئله‌ى مهمى است.

اگر ما توانستيم توليد داخلى را رونق ببخشيم، مسئله‌ى تورم حل خواهد شد؛ مسئله‌ى اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلى به معناى حقيقى كلمه استحكام پيدا خواهد كرد. اينجاست كه دشمن با مشاهده‌ى اين وضعيت، مأيوس و نااميد خواهد شد. وقتى دشمن مأيوس شد، تلاش دشمن، توطئه‌ى دشمن، كيد دشمن هم تمام خواهد شد.

بنابراين همه‌ى مسئولين كشور، همه‌ى دست‌اندركاران عرصه‌ى اقتصادى و همه‌ى مردم عزيزمان را دعوت ميكنم به اين كه امسال را سال رونق توليد داخلى قرار بدهند. بنابراين شعار امسال، «توليد ملى، حمايت از كار و سرمايه‌ى ايرانى» است. ما بايد بتوانيم از كارِ كارگر ايرانى حمايت كنيم؛ از سرمايه‌ى سرمايه‌دار ايرانى حمايت كنيم؛ و اين فقط با تقويت توليد ملى امكان‌پذير خواهد شد. سهم دولت در اين كار، پشتيبانى از توليدات داخلىِ صنعتى و كشاورزى است. سهم سرمايه‌داران و كارگران، تقويت چرخه‌ى توليد و اتقان در كار توليد است. و سهم مردم - كه به نظر من از همه‌ى اينها مهمتر است - مصرف توليدات داخلى است. ما بايد عادت كنيم، براى خودمان فرهنگ كنيم، براى خودمان يك فريضه بدانيم كه هر كالائى كه مشابه داخلى آن وجود دارد و توليد داخلى متوجه به آن است، آن كالا را از توليد داخلى مصرف كنيم و از مصرف توليدات خارجى بجد پرهيز كنيم؛ در همه‌ى زمينه‌ها: زمينه‌هاى مصارف روزمرّه و زمينه‌هاى عمده‌تر و مهمتر. بنابراين ما اميدوار هستيم كه با اين گرايش، با اين جهتگيرى و رويكرد، ملت ايران در سال 91 هم بتواند بر توطئه‌ى دشمنان، بر كيد و مكر بدخواهان در زمينه‌ى اقتصادى فائق بيايد.

از خداوند متعال درخواست ميكنيم كه ملت ايران را در اين صحنه و در همه‌ى صحنه‌ها موفق و مؤيد بدارد. روح امام بزرگوار را شاد و از ما راضى كند. ارواح طيبه‌ى شهيدان عزيز ما را با اوليائشان محشور فرمايد.

والسّلام عليكم و رحمةاللّه و بركاته‌


برچسب‌ها: امام خامنه ای, پیام, نوروز, بهار
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 3 فروردین1391 توسط صدای حقیقت

 دبیر کل سازمان ملل متحد جناب آقای بان کی مون

در روزهای گذشته شاهد اهانت جمعی از سربازان آمریکائی به کتاب الهی و آسمانی آخرین پیامبر خدا حضرت محمد (ص) و سوزاندن این کتاب مقدس در پایگاه بک گرام افغانستان بودیم. هر چند بعد از این اقدام شنیع، توجیهات و عذرخواهی هایی مطرح گردید؛ اما باید توجه داشت جسارت های این چنینی تنها اصاعه به درگاه یک کتاب و تعدادی اوراق نبوده است، این حرکت مذموم توهین به فهم و شعور کل مسمانان جهان به جمعیت تقریبی 5/1 میلیارد نفر بوده است که دین مبین و هدایت بخش اسلام را به عنوان راه سعادت خود انتخاب نموده اند و در هر جرمی، مجرم باید به دادگاه و محکمه عدل سپرده شود تا در مورد او قضاوت صورت گیرد نه اینکه با عذرخواهی و توجیه در پی فرار از قانون باشد.

ما امضا کنندگان این بیانیه با استناد به موارد زیر، مطالبات شهودی و اجماعی خود را در ادامه اعلام می داریم:

-       ماده 10 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر مصوب 1950 ، مواد 2و 4 اعلامیه آزادی بیان و اطلاعات شورای اروپا مصوب 1982 ، "آزادی بشر" را در مواردی که مختل کننده و مغایر با اخلاق، نظم عمومی و حقوق دیگر انسان ها که همانا "حق دین باوری" است؛ محدود می نماید

-       ممنوعیت استفاده و استعمال ادبیات نفرت در گفتمان و افعال جهانی؛ ادبیات فعلی و کلامی که منجر به برانگیخته شدن اقلیت های مذهبی، قومی و نژادی می گردد و در مورد اخیر عدم مصداق دانستن وهن به قرآنِ عزیز، القا کننده آن است که باور و اعتقاد مسمانان ولو به عنوان اقلیت هم، محلی از اعراب و قابلیت محترم شمرده شدن، از سوی سازمان ها و نهادهای حقوقی بین المللی ندارد؛ کما اینکه هر روزه شاهد درخواست جناح های افراطی در کشورهای مدعی دموکراسی و آزادی بیان برای حذف رسمی مسلمانان از هر نوع حقی انسانی هستیم!

-       اعلامیه حقوق بشر ملل متحد مصوب 1948 ، ماده 19 کنوانسیون بین المللی مدنی و سیاسی ، کنوانسیون حقوق بشر مصوب 1969 ، اعلامیه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد 1996 و بیانیه اجلاسیه سران سازمان ملل متحد در 12 دسامبر 2003

-       بیانیه مصوبه اجلاسیه دوربان سال 2003 دربردارنده بندهای محکومیت توهین به ادیان و چهره های آسمانی است که شایسته است قابل توجه آن مقام نیز در موضع اجرا و تصویب قوانین قرار بگیرد

با این وجود سال هاست که سازمان های مردم نهاد و دولت های اسلامی و کشورهای معتقد به دین و آئین و شریعت به دنبال جرم انگاری مقوله اهانت به مقدسات هستند و علیرغم تلاش های بسیار، هنوز توفیقی در این مسیر با دست اندازی های عوامل صاحب نفوذ در سازمان ملل نشده اند که از سوی جنابعالی در جای خود قابل تامل و بررسی است و برعکس در سال های اخیر شاهد بوده ایم دولت های دموکرات اقدام به جرم زدایی از اهانت های روا شده به مقدسات نیز بوده اند و موفق به عملی شدن این دست محذوفات شده اند.

شایسته است شما از کشور متخاصم آمریکا ضمن دعوت به ترک پیش از موعد افغانستان که در آن به بهانه تعقیب و جنگ با عوامل القاعده اقدام به کشتار هزاران مسلمان مرد و زن و کودک و کهنسال افغان گردیده است، دعوی ما نیز در قالب اقدامی عملی برای کاهش توهین به مقدسات در عنوان تصویب "قوانین پیشگیری، بازدارنده و پیگیری کننده" صورت پذیرد تا شاهد تکرار چنین اعمال وقیحانه ای نباشیم. مستحضرید که در اعتراض به این حرکت و در پی بالا گرفتن خشونت در شهرهای افغانستان در روزهای اخیر ده ها مسلمان معترض توسط نیروهای نظامی کشته شده اند. لذا اقدام عاجل شما به عنوان دبیرکل سازمان ملل متحد جهت کنترل این اوضاع ضروری است.

 برای امضای این کمپین به آدرس اینترنتی زیر مراجعه کنید و ضمن محکومیت این عمل، به عضویت کمپین دائمی محافظان قرآن در آیید.

http://www.quranguardians.com

 

 


برچسب‌ها: قرآن
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 24 اسفند1390 توسط صدای حقیقت

12 اسفند 90

انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی

حضور و مشارکت حداکثری

شما چگونه رای می دهید؟


برچسب‌ها: انتخابات مجلس نهم, مردم
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 3 اسفند1390 توسط صدای حقیقت



به مناسبت 28 صفر ؛ سالروز وفات پیامبر اکرم (ص)

و



ولی الله الاعظم، پیامبر اکرم (ص ) چه می گفت؟

(گفتاری از آیت الله جوادی آملی)



برای مطالعه متن این دو گفتار به ادامه مطلب مراجعه کنید
و یا روی هر یک کلیک کنید.



برچسب‌ها: 28 صفر, رحلت پیامبر, شهادت امام حسن, آیت الله جوادی آملی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 2 بهمن1390 توسط صدای حقیقت
گزیده بیانات
رهبر معظم انقلاب
پیرامون
ترور دانشمندان ایرانی


برچسب‌ها: ترور دانشمندان, هسته ای, امام خامنه ای, شهدا

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 دی1390 توسط صدای حقیقت

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌

الحمد لله ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا محمّد و ءاله الطّاهرين‌ سيّما بقيّةالله فى الأرضين‌.

خداوند متعال را سپاسگزارم براى توفيق حضور در اين ديدار باشكوه و بسيار خوب. از برادران و خواهرانى كه در اطراف ميدان ايستاده‌اند، خواهش ميكنم بنشينند تا بتوانيم بحث كنيم.

 امروز مقارن با اول محرم است. تناسبى هست ميان هويت و حقيقت بسيج با هويت محرم و عاشورا. بسيج افتخار دارد كه پيرو مكتب عاشوراست. البته عاشورا اوج فداكارى و ايثار است. همه‌ى تاريخ، همه‌ى عالم، مسئله‌ى عاشورا و حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) و اصحاب وفادار او را با اين خصوصيت شناخته‌اند؛ فداكارى، ايثار در راه خدا و در راه تحقق اهداف الهى؛ ليكن مسئله‌ى عاشورا فقط اين نيست. بله، برجسته‌ترين و نمايانترين خصوصيت عاشورا، همين فداكارى و شهادت است؛ ولى در ماجراى عاشورا حقايق ديگرى هم وجود دارد. از آغاز حركت از مدينه، بذر معرفت پاشيده شد - اين يكى از خصوصيات حادثه‌ى عاشوراست - بذر بصيرت پاشيده شد. اگر مردمى، امتى از بصيرت برخوردار نباشند، حقايق گوناگون، كار آنها را اصلاح نخواهد كرد؛ گره از مشكلات آنها گشوده نخواهد شد. بنابراين اخلاص، موقع‌شناسى، پاشيدن بذر يك حركت فزاينده‌ى تاريخى، از خصوصيات مهم عاشوراست. ماجرا فقط در ظهر عاشورا تمام نشد؛ در واقع از ظهر عاشورا يك جريانى در تاريخ شروع شد، كه همچنان رو به افزايش و گسترش است. بعد از اين هم همين خواهد بود. امام حسين (عليه‌السّلام) براى اعلاى كلمه‌ى حق و براى نجات خلق، همه‌ى داشته‌هاى خود را به ميدان آورد. اين برخى از خصوصياتى است كه انسان به طور كلى در ماجراى عاشورا ميتواند ببيند و نشان بدهد.

 بسيج، همين راه است؛ همين حركت است؛ همين هدفهاست؛ همين ابزارها و وسيله‌هاست. بسيج، جمع فداكارى از مردمند، براى مردم؛ تشكيل يك مجموعه‌اى در حركت عظيم يك ملت مجاهد. حضور در دفاع، حضور در علم، حضور در هنر، حضور در سازندگى، حضور در سياست، در فرهنگ، در كمك به مستضعفان، در كمك به درماندگان، در توليد، در فناورى، در پيشبرد مسائل گوناگون كشور، در ورزش، در درخششهاى بين‌المللى، در هر كار خير؛ اين حركت بسيج است؛ حركتى مردمى، براى مردم، در دل مردم، از خود مردم، از همه‌ى قشرها، زنان، مردان، جوانان، پيران، نوجوانان، از اصناف گوناگون؛ يعنى تشكيل يك مجموعه‌ى حزب‌الله واقعى.

 بسيج سياسى است، اما سياست‌زده نيست، سياسى‌كار نيست، جناحى نيست؛ بسيج مجاهد است، اما بى‌انضباط نيست، افراطى نيست؛ بسيج عميقاً متدين و متعبد است، اما متحجر نيست، خرافى نيست؛ بسيج بابصيرت است، اما ازخودراضى نيست؛ بسيج اهل جذب است - گفته‌ايم جذب حداكثرى - اما اهل تسامح در اصول نيست؛ بسيج غيور است، پاسدار خطوط فاصل است؛ بسيج طرفدار علم است، اما علم‌زده نيست؛ بسيج متخلق به اخلاق اسلامى است، اما رياكار نيست؛ بسيج در كار آبادكردن دنياست، اما خود اهل دنيا نيست. اين شد يك فرهنگ.

 فرهنگ بسيجى يعنى ....

متن کامل بیانات را در ادامه مطلب بخوانید.

ضمنا: (پایین صفحه: نظرسنجی - خبرنامه - ارسال به دوستان و...)

فراموش نشود.


برچسب‌ها: امام خامنه ای, بسیج

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 آذر1390 توسط صدای حقیقت

توصیه های آیت الله وحید خراسانی در آستانه محرم 1433

نامه حجت‌الاسلام قرائتی به عزاداران حسینی



متن کامل هر سه را در ادامه مطلب بخوانید.

ضمنا: (پایین صفحه: نظرسنجی - خبرنامه - ارسال به دوستان و...)

فراموش نشود.



برچسب‌ها: محرم, علما, آیت الله مکارم, آیت الله وحید, حجت الاسلام قرائتی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 3 آذر1390 توسط صدای حقیقت

بعد از ظهر روز شنبه 21 آبان ماه، دقایقی پس از انفجار زاغه مهمات سپاه در حوالی کرج، برادرم سردار سرلشکر رشید جانشین ریاست ستاد کل نیروهای مسلح، خبر شهادت حسن تهرانی مقدم را به من داد. خبر، بسیار تکان دهنده بود.


اندوه سراسر وجودم را فرا گرفت. دو - سه ساعتی بیش نگذشته بود که خبر درگذشت فرزندم احمد را هم دریافت کردم؛ قلبم مالامال از غم و حزن بود. پس از نماز مغرب، بدون اینکه حتی خبر درگذشت احمد را با خانواده ام در میان بگذارم، به منزل شهید حسن مقدم رفتم. (مادر احمد هم قبل از من برای تسلیت به منزل شهید مقدم رفته بود). در آنجا مدتی نشستم و به خانواده شهید تسلیت گفتم. قرآن تلاوت شد. تعدادی از دوستان هم در آنجا بودند.

شهادت حسن و درگذشت احمد بسیار بر قلبم سنگینی می کرد؛ اما از درگذشت او سخنی نگفتم و پس از آن به منزل آمدم و کم کم خبر احمد را با خانواده و اطرافیان در میان گذاشتم. حسن و احمد را بزرگ کرده بودم. اگر بگویم عمرم بیشتر با حسن سپری شده تا احمد، اغراق نکرده ام؛ و اگر بگویم حسن را کمتر از احمد دوست نداشتم، خلاف نگفته ام.

البته قبل از این دو، در شهادت شوشتری، احمد کاظمی، باکری، باقری، خرازی، همت، دقایقی، و ... بارها گریستم؛ ولی این بار دو حادثه دردناک و پی در پی، برایم سخت بود. آنهم در شرایطی که در ظاهر، جنگی در کار نیست و آن آمادگی های روحی ناشی از جهاد که در معرکه نبرد، انسان ها را پایدار می سازد کمتر وجود دارد. تحمل و مقاومت انسان جز با عنایت الهی ممکن نیست؛ ولی همواره مهم ترین تکیه گاه من در چنین شرایطی حماسه عاشورا بوده است. تأمل در اینکه در مقابل چشم امام معصوم، در یک نیمروز، حدود هفتاد نفر از فرزندان و برادران و بهترین یاران امام حسین(ع) به شهادت می رسند، تحمل شهادت و فقدان عزیزان را بر آدمی هموار می سازد.

حسن مقدم که بود و چه کرد؟

با حسن مقدم در حالی که حدود بیست سال داشت آشنا شدم. در عملیات فتح المبین به شهید حسن باقری گفتم: « انشااله در این عملیات موفق می شویم و ممکن است تعدادی از توپ های عراقی را به غنیمت بگیریم، باید آنها را سازماندهی کرده و در عملیات های بعدی بکار بگیریم. فردی را به من معرفی کن تا حکم تأسیس توپخانه سپاه را به او بدهیم».

حسن تهرانی مقدم را پیشنهاد کرد. با پیروزی در عملیات فتح المبین، دشمن را شکست داده، دو هزار کیلومتر مربع از سرزمین های وطن و خاک میهن اسلامی آزاد و قریب صد قبضه توپ سبک و سنگین به غنیمت گرفته شد. حسن مقدم را فرا خواندم و مأموریت تأسیس توپخانه سپاه را به او دادم. اولین بار بود که سپاه در جنگ صاحب توپخانه می شد و در عملیات بعدی، یعنی آزاد سازی خرمشهر، در کنار توپخانه بزرگ ارتش، غرش توپخانه سپاه هم به گوش می رسید.

چند سال بعد، صدام و ارتش عراق جنگ شهرها را شدت بخشیدند. تا آن موقع ما دندان روی جگر گذاشته، پاسخ نمی دادیم. ناچار شدیم برای خنثی کردن و توقف حملات عراق به شهرهای کشورمان چاره ای بیاندیشیم. فکر تشکیل واحد موشکی در ذهنمان شکل گرفت؛ بلکه با زدن تأسیسات نفتی و مراکز حیاتی عراق و مقابله به مثل، آنها را از موشکباران شهرها و مردم بی پناه کشورمان باز بداریم.

حسن مقدم را برای تشکیل واحد موشکی سپاه انتخاب کردیم. با وجود آنکه دستیابی به موشک و ساختن آن نیازمند یک تکنولوژی بالا بود و کمتر کسی باور می کرد، حسن مقدم با توکل به خدا کار را شروع کرد. از سوریه و لیبی و کره شمالی هم کمک گرفتیم؛ ولی به دلیل سیاست های آنها و ترس و نگرانی ای که از دو قدرت مسلط جهانی، یعنی شوروی و آمریکا داشتند، نتوانستند کمک چندان مهمی به ما بدهند و لذا با کمک حسن ها، برای اولین بار پس از صد سال از عمر ساخت موشک در جهان، جمهوری اسلامی ایران هم به یک کشور موشکی تبدیل شد.

هر چند افراد زیادی در ایجاد توانایی موشکی ایران، نقش داشتند ولی از برجسته ترین آنها حسن مقدم بود. او تلاش فراوانی کرد و عناصر موثری را در این وادی، آموزش داد.

امیدوارم خداوند متعال روح او را در اعلی علیین مأوا دهد و به ما توفیق ادامه راه شهیدان را عنایت فرماید. (این یادداشت اجمالی را بنا به درخواست دوستان در مورد حسن نوشتم. البته پیرامون او گفتنی ها بسیار دارم که انشااله در آینده به آن خواهم پرداخت، بدان امید که گوشه ای از دین خود نسبت به شهیدان را ادا کرده باشم).


برچسب‌ها: شهدا, محسن رضایی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 3 آذر1390 توسط صدای حقیقت
غدیر هم واقعه است و هم حادثه؛ اگر واقعه را رخدادی نیک و رویدادی مثبت معنی کنیم، و حادثه را رخدادی سهمگین و ناگوار، غدیر برای پیامبر واقعه ای شیرین است که حاصل سال ها سعی در گلستانی، بوستان رسالت را به دست باغبانی امین و پارسا می سپرد که محبوب خدا و ملائک بود، و برای امت اسلام واقعه ای به یاد ماندنی است که جانشین پیامبرشان را شناختند و امور دنیا و آخرتشان را رهاشده از تدبیر ندیدند...

روز مبارکی رسیده است. در مبارکی و بزرگی این روز همین بس که دین و نعمت خداوند بر ما کامل شد؛ روز غدیر خم. در این روز بزرگ بود که حرف‌هایی به بلندای تاریخ به میان آمد. حرف‌هایی که همیشه تنها در یک جمله برایمان خلاصه شده است.‌‌ همان جمله معروفی که پیامبر (ص) درباره وصی بعد از خودش بر زبان آورده: «هر کس من مولای او هستم، علی مولای اوست.»

موضوعی که به خودی خود هیچ ایرادی ندارد، اما نکته اینجاست که در آن روز تاریخی، همه پالان‌های شترها را بروی هم جمع کردند و آخرین پیامبر خدا بر روی آن‌ها ایستاد و از سوی خدا، ولی امر مسلمین بعد از خودش را معرف کرد؛ آن هم در یک خطابه بلند که آخرین خطابه پیامبر اسلام در عمر مبارکشان است. خطابه‌ای سرشار از نکات مهم که کمتر بدان پرداخته شده است. خطابه که در نزدیکی مکه و در یکی از میقات‌های پنج گانه ایراد شده و چه بسا هنوز برای ما مهجور مانده... به فاصله مکانمان با غدیر، فاصله‌مان با تاریخ غدیر و ...

این خطبه را شاید بتوان به چند بخش تقسیم کرد. قسمت‌های دقیق مرتب شده‌ای که پیامبر خدا برای ابلاغ بخش آخر رسالتش به کار گرفت. امروز زمانش رسیده دوباره شیعه وار این روز را کشف کنیم، روز عیدی را که در بین اهل سنت هم حدیث متوا‌تر شده است. بیایید گام به گام روز گشایش را بر اساس خطبه آخر رسول خدا بازآفرینی کنیم؛


گام اول: سپاس خدای را...

...

گام دوم:‌ ای پیامبر ابلاغ کن!

...

گام سوم: امیر المونین فقط اوست

...

گام چهارم: نعمت تمام شد

...

گام پنجم: آن‌ها به آتش دعوت می‌کنند

...

گام ششم: نشانی دوستان و دشمنان!

...

گام هفتم: آخرین یاری دهنده

...

گام هشتم: بیعت با خدا

...

گام نهم: اگر می‌خواهید گمراه نشوید...

...

گام آخر: حالا وقت بیعت است

...

حالا وقت جشن فرار رسیده است. جشن تکمیل دین خدا. شاید بد نباشد با یادآوری صفات مختلف این روز، دست به کار شویم.

آنچه در زیر می‌آید پنجاه نام و یا صفت برای روز غدیر است که از روایات برگرفته‌ شده:

...

ر گرفته از:

1- هفته نامه "یک شنبه"

2- پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید.

ضمنا: (پایین صفحه: نظرسنجی - خبرنامه - ارسال به دوستان و...)

فراموش نشود.


برچسب‌ها: غدیر, امام علی, پیامبر

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 آبان1390 توسط صدای حقیقت
برخي با تعطيل كردن تعقل و نوآوري و ميراندن حريت و آزادگي، مانع اصلاحات اجتماعي مي‌شوند و با عوام‌فريبي، مصلحان جامعه را به حاشيه مي‌رانند.

سرویس مجلس ـ نماینده تهران با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در باب اختیارات مجلس، از کسانی که مطالبی را به نقل از ایشان مطرح می‌کنند تا دست و پای نمایندگان را ببندند، انتقاد کرد.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، علي مطهري در نطق امروز خود گفت: برخي با تعطيل كردن تعقل و نوآوري و ميراندن حريت و آزادگي، مانع اصلاحات اجتماعي مي‌شوند و با عوام فريبي، مصلحان جامعه را به حاشيه مي‌رانند. وي در پایان به استناد سخنان مقام معظم رهبري در کرمانشاه از انعطاف هيأت رئيسه مجلس درباره طرح سؤال از رئيس‌جمهور استقبال کرد و خواستار در جريان انداختن آن شد.

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید.

ضمنا: (پایین صفحه: نظرسنجی - خبرنامه - ارسال به دوستان و...)

فراموش نشود.

التماس دعا.
برچسب‌ها: مجلس, علی مطهری

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 آبان1390 توسط صدای حقیقت

سلام. به ادامه مطلب بروید. سپس رمز را وارد کنید.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه 30 مهر1390 توسط صدای حقیقت

سلام. به ادامه مطلب بروید. سپس رمز را وارد کنید.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه 30 مهر1390 توسط صدای حقیقت
علی‌اكبر ولایتی
كالبدشكافی پیكری زنده

معروف است؛ پیش از جنگ اوّل جهانی و در زمان سلطان عبدالحمید عثمانی، گروهی از متنفّذین یهودی به او پیشنهاد می‌‌كنند كه سرزمین فلسطین را برای اسكان یهودیان عالم به آنها بفروشد!

...
پیروزی در جنگ‌های صلیبی!
...
ما بازگشتیم!
...
چرا مسلمانان غرامت بپردازند؟
...
علف‌های هرز سازش
...
سرسخت‌ترین دشمنان صهیونیسم
...
مسلمانان می‌بینند اما...
...
امام چه می‌گفت؟
...
ماجرای دوقلوهای نیویوركی
...
تا آزادی سرزمین فلسطین
...
منبع: khamenei.ir
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید.

ضمنا: (پایین صفحه: نظرسنجی - خبرنامه - ارسال به دوستان و...)

فراموش نشود.

التماس دعا.



برچسب‌ها: دکتر ولایتی, فلسطین

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 مهر1390 توسط صدای حقیقت
فرازی از خطبه امام علی علیه السلام در روز عید فطر

 

 

امیرالمومنین علیه السلام در روز عید فطر، پس از اقامه نماز عید، در جمع مردم به خطابه ایستاد و فرمود:
«... ای بندگان الهی، شما را به تقوای پروردگار سفارش می‌کنم؛ (همان خدایی که) نعمتش به آخر نمی‌رسد و رحمتش پایانی ندارد، بندگانش از او بی‌نیاز نمی‌گردند و تمامی اعمال، پاداش نعمتهایش را نمی‌دهد. (هم او) که (ما را) نسبت به تقوا تشویق نمود و درباره دنیا زهد آموخت، و از گناهان بر حذر داشت.

(پروردگاری که) به جاودانگی و بقا عزیز گشته و خلقش را با مرگ و نیستی کوچک ساخته است، در حالیکه، مرگ سرانجام مخلوقات و مسیر روشن جهانیان است و بر پیشانی زنده‌ها نوشته شده است. مرگ را گریز فرار کننده‌ها درمانده نمی‌کند و چون فرارسید، هواپرستان را اسیر می‌نماید، هر لذتی را ویران می‌سازد، تمامی نعمتها را نابود می‌کند و تمامی خوشی‌ها را قطع می‌نماید.

و دنیا سرایی است که خداوند، فنا را برای آن نوشته و برای ساکنانش، خروج از آن را رقم زده، (اما) بیشتر مردم قصد ماندن در آنرا دارند و آباد ساختن آن را بزرگ می‌پندارند، در حالیکه دنیا (چیز) خرم و شیرینی است و برای آنکس که آن را می‌خواهد، به سرعت می‌گذرد و قلب آنکس که به آن می‌نگرد را فریب می‌دهد...

پس - خدا رحمت خویش را شامل حالتان کند -، به همراه بهترین چیزی که در اختیار دارید، از آن کوچ کنید، و بیشتر از مقداری اندک، از آن چیزی نجویید و بیش از حد کفاف از آن نخواهید، به کم آن راضی باشید و به آنچه افراد خوشگذران از آن بهره‌مند هستند، چشم مدوزید.
دنیا را سبک بشمارید و آنرا وطن خود قرار ندهید، مبادا به انواع نعمتها و سرگرمی‌ها مشغول شوید، چرا که آنها باعث غفلت و فریب می‌گردند.

همانا دنیا خود را به نشناختن زده (گویی که اصلا شما را نمی‌شناسد)، و پشت کرده، بار سفر بسته و خداحافظی نموده و آخرت (به سوی ما) کوچ می‌کند، می‌آید، نزدیک رسیده و اعلام ورود می‌کند.

آگاه باشید که هنگام آماده شدن، امروز است و مسابقه، فردای قیامت خواهد بود، خط پایان بهشت است و آنکه بدان نرسد در دوزخ خواهد بود.

آیا کسی نیست که از گناهان خویش پیش از رسیدن مرگش توبه کند؟ آیا کسی نیست پیش از آنکه روز بدبختی و نیازش فرا برسد، برای خویش کاری نماید؟ خدا ما و شما را جزو کسانی قرار دهد که از او می‌ترسند و به ثوابش امید دارند.

امروز، روزیست که خداوند آنرا برای شما عید قرار داده و شما را شایسته آن نموده است، پس خدا را یاد کنید تا شما را یاد نماید و او را بخوانید، تا شما را اجابت کند و فطریه خویش را بپردازید، چرا که سنت پیامبرتان و فریضه‌ای واجب از جانب پروردگار شماست...

خداوند ما و شما را بوسیله تقوا حفظ کند و آخرت را برایمان بهتر از دنیا قرار دهد...» (1)

1- شیخ صدوق، کتاب "من لایحضره الفقیه"، جلد 1، صفحات 517 – 515،

منبع: تبیان

ضمنا: (پایین صفحه: نظرسنجی - خبرنامه - ارسال به دوستان و...)

فراموش نشود.

التماس دعا.


برچسب‌ها: اعیاد, امام علی
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 شهریور1390 توسط صدای حقیقت
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
قالب وبلاگ





Powered by WebGozar

وبلاگ